محمد رضا واليزاده معجزى

588

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بودند توقيف سيف اللّه خان « 1 » برادر ديوان بيگى نزديكتر است . زيرا چنانچه وى آزاد باشد و ديوان بيگى توقيف ، وى با نفوذى كه در ميان طوايف لرستان دارد ، نيرويى عليه حكومت تجهيز خواهد كرد ولى در صورت دستگير شدن سيف اللّه خان ، ديوان بيگى حاضر است در مقابل آزاد كردن او از هستى خود صرفنظر كند . با اين مقدمات قرار بر اين شد كه عده كافى براى دستگير كردن هردو برادر اعزام گردد و چون خانه‌هاى آنها در كنار هم بود ، اين كار به سهولت ميسر بود . على هذا نظام السلطنه محمد حسن خان بيرانوند را به اتفاق سى و يك نفر قزاق مأمور كرد كه به خانه سيف اللّه خان و ديوان بيگى رفته و هردو برادر او را به دار الحكومه نزد وى بياورند . عده‌اى از مطلعين عقيده دارند كه اعزام عده مزبور از طرف نظام السلطنه علت ديگر داشته و آن علت بدين وجه است كه عبد اللّه خان برادر يوسف خان امير بهادر ، سركرده طايفه نور على دلفان و مشاور امير اشرف ، از جمله جوانانى بود كه طبق مرسوم زمان كه قبلا توضيح داديم ، به عنوان گروگان ماليات در خرم‌آباد تحت‌نظر بود ، مقارن اين كشمكش‌ها از خرم‌آباد فرار كرده و به‌طرف كوهدشت گريخته بود و او را در سراب دوره دستگير كرده و به خانه ضامنى كه گروگان مزبور را در خانه خود نگاهدارى مىكرد و ضامن تن او بود ، برده بودند و اين عده به منظور جلب گروگان فرارى اعزام شده بودند . سيد عبده دزفولى به تصور اين‌كه آنها جهت دستگيرى سيف اللّه خان مىروند ، با سرعت رفته و او را از ماجرا آگاه كرده بود . سى و يك نفر مأمورين حكومت به منظور جلب و توقيف ديوان بيگى و سيف اللّه خان برادرش از دار الاياله گلستان حركت كردند .

--> ( 1 ) . سيف اللّه خان برادر پدرى مرحوم ديوان بيگى و يكى از شش پسر محمد صالح خان والىزاده بود كه در سال 1346 متولد و در سال 1316 فوت كرد . وى مردى بلندقد و در ايام جوانى خيلى شجاع و به منزلهء ستون فقرات برادر مهترش ديوان بيگى بود . به قدر خواندن و نوشتن سواد داشت . مردى ساده و پاكدل و بىآلايش و خوش‌نيت و سخىالطبع بود . با اين‌كه در سال‌هاى هرج‌ومرج لرستان هركس جزئى قدرتى داشت ، آن را در راه اذيت و آزار مردم و غارت اين و آن به كار مىبرد ، تنها فردى كه از حد خود تجاوز نكرده و به مال كسى نظر نداشت ، مرحوم سيف اللّه خان بود . وى در خانه‌اى به دنيا آمده بود كه حتى اطفال نابالغ آن دائم الخمر بودند . مع‌هذا اين مرد در همان ابتداى جوانى از ارتكاب هر گناهى توبه كرد و در همان جوانى به زيارت كعبه مشرف شد و گذشته از واجبات ، مستحبات را هم به‌جاى مىآورد . با اين‌كه مورد محبت رضا شاه بودند ، متأسفانه رزم‌آرا به جهاتى كه در محل خود شرح داده شد ، يكى دو شب او را توقيف كرد و آن مرد غيرتمند به مرض دق مبتلى و فوت شد .